بی تو ناصر پشت این پنجره ها دیگه بارون نمیباره دیگه هیچکی از غم بوی شرجی خبر نداره دیروز یعنی ۲۴ آذر ماه ۱۳۸۶ سالگرد فوت سلطان موسیقی ایران یعنی ناصر عبدالهی عزیز بود. متاسفانه من بندر نیستم ولی از دوستان شنیدم که مراسمی به همین منظور در سالن اداره برق بندرعباس برگزار شده، و هنرمندان زیادی حضور داشتن از جمله: استاد محمدعلی بهمنی، مجتبی ضعیفی و....... خوشحالم که هنوز یاد ناصر در قلبها زنده است، ولی کاش تا وقتی هنرمندای ما در قید حیات هستند قدر آنها رو بدونیم و نه اینکه وقتی فوت کردند تازه به یاد اونا بیافتیم، البته این مساله تازه ای نیست چون قبلا هم در مورد شادروان ابراهیم منصفی هم همین اتفاق افتاد. ولی باز هم در همین مراسم بوی باند و باند بازی و مشکلات شخصی میومد که اسامی افراد دعوت شده برای اجرای برنامه در این مراسم دلیل محکمی برای این مطلب است، چون خیلی از خواننده های کشوری بندر برای اجرای برنامه دعوت نشدند. کاش فوت ناصر اتفاقی بود که ما به سمت یک رنگی و هم دلی کشیده بشیم ولی این اتفاق نیافتاد و بعضی ها هم از این اتفاق نردبانی برای بالا کشیدن خودشون ساختند. به امید اینکه این تفرقه ها از بین بره و قدر همدیگر رو بدونیم. روح ناصر شاد و یادش گرامی باد![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 12:23 توسط مسافری از جنوب |
طبق خبر جدیدی که توسط خود مجتبی ضعیفی به من رسید اسم کتاب شعر این شاعر جوان و
خوشنام بندر عباسی از <<مشکی نپوش>> به<< بی نقاب>> تغییر پیدا کرده است .
اینکه چرا این اتفاق افتاده در پست های بعد از زبان خود مجتبی جوابش را خواهید خواند
در ضمن این کتاب به یاری خداوند جان و خرد تا آخر زمستان امسال وارد بازار خواهد شد
به امید موفقیت روز افزون این شاعر گرامی
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 12:14 توسط مسافری از جنوب |
آلبوم نقره مهتابی در اسفند ماه سال ۱۳۸۴ توسط شرکت ایران گام وارد بازار شد و خوشحالم که بعد از گذشت تقریبا دو سال هنوز این آلبوم داره فروش میکنه و جا داره همین جا از تمام کسانی که منو حمایت میکنند به خصوص مردم خوب کشورم تشکر کنم آلبوم نقره مهنابی شامل ۱۰ آهنگ میباشد که ذر صورت تمایل میتونید برای دانلود به آدرس زیر مراجعه کنید: http://www.ruzbeh.bigestblog.com/Post-128.ASPX موفق و سربلند باشید![]()
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 22:41 توسط مسافری از جنوب |
سلام
در ادامه مطلب قبلی میخوام بگم چرا ما بندر عباسی ها اینقدر غریب نواز شدیم؟
و به جای اینکه اول هنرمندان شهر خودمون رو در آغوش بگیریم و از اونا حمایت کنیم و دست همکاری با اونا رو بفشاریم سراغ غریبه ها میریم؟
چرا باید جوری برخورد کنیم که به هم بی اعتماد باشیم؟
از دوستانی که این مطلبو میخونند در خواست میکنم اگه راه حلی برای این موضوع دارند لطفا نظر بدن....
بزارین همه با هم فکری برای حل این موضوع کنیم..........![]()
ادامه دارد.......![]()
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 17:19 توسط مسافری از جنوب |
| ||||||